تبليغاتX
ستاره تنها


ستاره تنها

مذهب عشق بسوزد که چنین خارم کرد**بلبل آزاد بودم که گرفتارم کرد

ديشب از غصه و غم خوابم نمي برد امشب از خوشحالي.  امشب واقعا درک کردم اگه انسان فقط به خدا تکيه کنه چه لذتي داره.ديشب سرشار از نا اميدي بودم و امشب سرشار از اميد .تازه فهميدم سپردن همه ي کارابه خدا چه عاقبتي داره.ديشب شنيده بودم بي خيالم شده و ميخواد بره دنبال زندگيش اما امشب فهميدم همش دروغ بود اون نه تنها بي خيالم نشده حالا ديگه کم کم  وارد زندگيش شدم وحتي باورم نميشه قراره ادامه ي تحصيل بده.حالاديگه به همون اندازه اي که من درموردش گذشت ميکنم اونم به خاطر من از خيلي چيزها ميگذره. .تاحالا ترديد داشتم که فقط به خاطر دلسوزي براي من ازدواج نميکنه براي همين همش بهش ميگفتم زندگيتو به خاطر من خراب نکن ولي ديشب گفت:تاحالا که اصلا تو وادي عشق و عاشقي نبودم به خاطرت ازدواج نميکردم حالا که منم افتادم تو اين خط ازدواج کنم؟؟.بهش گفتم اگه نشد چي؟گفت :خاطرت جمع من هيچ وقت تو رو مقصر نميدونم(البته اين ها رو واسطه ي بين منو اون بهمون ميگفت ماباهم رابطه نداريم.به نظرم اين رابطه ها نباشه بهتره)
 وخيلي چيز هاي ديگه که نمينويسم تا خسته نشي.همه خوابن ولي من خوابم نمي بره هنوز تو خماري حرف هايي که شنيدم هستم.درسته که نه به داره نه به باره اما همين که فهميدم فعلا بي خيال ازدواجه  برام کلي مي ارزه.یاتون نره برامون دعا کنید

نوشته شده در سه شنبه 1388/09/10ساعت 0:42 توسط ستاره| |

خداجونم به خاطر لطفت ، مهربونيت،گذشتت ،بخششت شکرت ميکنم.خدايا شکرت ميکنم به خاطر همه ي نعمتهايي که بهم دادي و همه ي نعمت هايي که قرار بدي.شکرت به خاطر همه ي بلاهايي که ازم دور کردي و قراره دور کني.خدايا شنبه سوم آذر بدترين روز عمرم بود و امشب دوشنبه نهم آذر بهترين روزکه نه شب عمرم،خدايا ممنونم که به اين زودي تلخيمو به شيريني تبديل کردي.خداجونم ميدونستم تنهام نميذاري ،ميدونستم نا اميدم نميکني.درسته هنوز چيزي نشده ولي همين که فهميدم نميخواد  منو ازدست بده براي من يعني يه دنيا اميد.خداجونم ممنونم خيلي  دوستت دارم  خدايا هيچ وقت تنهامون نزار حتي به اندازهي کوچيکترين لحظه اي که آفريدي.خداجونم درسته که من بنده هستمو گناهکار ولي صادقانه بگم  به هر دري که بزنم و هرکاري که بکنم آخرش به تو ميرسم.خدايا تو ببخش و سربه سر نادوني هام نزار.دوستتدارم

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/09/10ساعت 0:39 توسط ستاره| |

خداجونم ديگه دنياتو نميخوام دنيات خيلي نامرده خيلي خيلي  چرا؟چرا ميخواد عشقمو بگيره؟؟؟ مگه من چه کار  کردم چه کار کردم؟
کجا خطا کردم؟
مشکلم کجا بود؟همه ي آدمها هميشه دنبال بهترين ها هستن حال که اينا ميگن من بهتر از اونم چرا من بايد دنبال بهترين باشم؟؟؟؟؟/ چرا اون نبايد منو داشته باشه؟؟آخه کي گفته همه بايد همه تحصيل کرده باشن؟ کي گفته همه بايد شغل دايم داشته باشن؟؟؟؟؟گي گفته همه بايد بهترين جاها زندگي کنن؟
آخه کييييييييييييييييييييييي گفته؟
بندهات گفتن؟ آخه اونا اگه زندگي بلد بودن که اين همه گند به  نياشون نميزدن من زندگي اين طوري رو دوست دارم چه اشکالي داره؟من دوست دارم ساده باشم.خدايا دلم ميخواد برم يه جا داد بزنم.خدايا دلم داره ميترکه دارم ديونه ميشم.خدايا اگه دوستم داري کمکم کن .خدايا بنده هات مبخوان اونو ازم بگيرن خدايا توي دنياي ما دادگاهي براي دل شکسته نيست قاضي عادلي نداره.ولي پيش تو هر چيزي حسابي داره خدايا اومدم شکايت اومد داد بزنم اومدم از بندهات گلايه کنم گوش به حرفم ميدي؟؟ خدايا به خودت قسم خسته شدم آخه مگه من چقدر طاقت دارم؟؟؟خدايا تو به عزيز ترين بنده هات قسم منو اين طوري امتحان نکن.خدايا ازم نگيرش.من ميخوام کمکش کنم.همين آخه اه ميخواستم به گناه بکشمش که تاحالا بارها اين کار رو کرده بودم.تنها اميدم تويي.گه نگفتي اميد نا اميدهايي؟؟؟تنها پناهم تويي،مگه نگفتي تنها پناه بي پناهايي؟تنها بزرگم تويي؟مگه نگفتي عظيمي؟تنها معبود تويي،مگه نگفتي ما مال تويي؟؟
پناهم من معبود من بزرگ من سرورم خداي من امروز اومدم پيش تو به خونه ي تو پناه آوردم چه طوري ازم حمايت ميکني؟؟؟؟؟؟؟  بندهات گه خيلي هم گناه کارن،خيلي کوچيکن بي رحم و گاهي سنگدلن وقتي ميبينن يکي واقعا بهشون پناه آورد تا جايي که ميتونن به دادش ميرسن تو که خدايي چه طوري به دادم ميرسي؟؟؟؟؟؟فقط به تو تکيخ ميکنم .خدايا عشقمو سپردم به خودت ،خودت مارو به هم برسون
نوشته شده در شنبه 1388/09/07ساعت 18:51 توسط ستاره| |

فرارسیدن عید قربان رو به همهتون تبریک میگم

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

امیدوارم از دعای عرفه ی امروز کمال بهره رو برده باشید

نوشته شده در جمعه 1388/09/06ساعت 21:11 توسط ستاره| |

شهادت امام جعفرصادق رو به امام زمان (عج) اهل بیت نبوت و همه ی مسلمونا به خصوص شما دوست عزیز تسلیت میگم.به امید روزی که مولامون بیاد وتلافی همه ی این غم ها رو دربیاره.

نوشته شده در چهارشنبه 1388/09/04ساعت 13:10 توسط ستاره| |

دیشب خیلی دلم گرفته بود از همه عالم و آدم شاکی بودم.یه متنی رو نوشته بودم که بزارم اما یه مشکلی پیش اومد و نشد که نوشته مو بزارم تو وب.خیلی ناراحت بودم همش از خداشکایت میکردم که به چه گناهی این بلاها سرم میاد .با همون حال خوابیدم صبح کلاس ریاضی داشتم رفتم مدرسه .استادمون اقای قمی گه گاهی بین درسهاش نکات جالبی میگه .بین این حرف هاش میگفتاگه آدم با خلوص نیت بادل پاک وصادقانه به خدااعتماد کنه حتما همونی میشه که میخواد .چندتا مثالزد.تاحالا بارهااین جمله رو شنیده بودم اما خوب درک نکرده بودم.یهوبه ذهنم رسی خودشه علت مشکلاتم همینه.یه مدتی خیلی حالم بد بود از همه عالم وآدم شاکی بودم به خدا پناه بردم چون واقعا درک کرده بودم که تنها پناهمه توییه مدت کوتاه به طور عجیبی روحیه ام عوض شد.اما کم کم شک کردم تردید به دلم افتاد به خاطر همین تردید اعتماد به نفسم رو،امیدم رو از دست دادم و کارم به این جا کشید.اما حرف امروز استادم یه تلنگر بود.تازه فهمیدم کجای  کارم مشکل داشت.از خدا می خوام کمکم کنه بتونم توبه کنم و دوباره برگردم.برام دعا کنید

نوشته شده در چهارشنبه 1388/09/04ساعت 13:9 توسط ستاره| |

وبلاگ عزیزم تولدت مبارک 

از آغاز شروع وبم یک سال گذشت.یه جورایی میشه گفت تولد وبلاگمه اما خوشحال نیستم.من توی این وبلاگ از شادیهام غم هام دردسرهام و....خوب و بد گذشت .این جا تنها جایی هست که من میتونم خیلی راحت از همه چیز بگم .خیلی وبم رو دوست دارم اما با وجود این به خاطر خیلی مشکلات خیلی بهش نمیرسم.امیدوارم مشکلاتم زودترحل بشه و بتونم با خیال راحت بیام این جا بتونم با خیال راحت وبمو به ....نشون بدم.بتونم خیلی راحت این چیز های نامفهومی رو که میگم آشکار کنم.یکی از پستهایی که برام خیالی مهم بود پست قبل هست(نصیحت) لطفا اگر وقت کردید جوابم رو توی اون پست بدید.ممنونم

نوشته شده در جمعه 1388/08/29ساعت 21:1 توسط ستاره| |

جدیدا نصیحت های زیادی میشنوم  اما نصیحات هایی که از سر تجربه باشه و از ته دل باشه به دل میشینه.دوست عزیز دوست دارم نصیحتت رو بشنوم .نصیحتم کن.
نوشته شده در دوشنبه 1388/08/18ساعت 16:40 توسط ستاره| |

خیلی دلم گرفته .دلم میخواد بنویسم اما چیزی برای گفتن ندارم.دارم کم کم به این نتیجه میرسم که خدا دوستم نداره.آخه کمکم نمی کنه خسته شدم ۲سال گذشت و هرروز اوضاعبدتر میشه هر دعایی میکنم برعکسش میشه.باایناو ضاع تو اگه به جای من بودی چه فکر میکردی؟؟
نوشته شده در شنبه 1388/08/16ساعت 15:46 توسط ستاره| |

امیدوارم زیبا ترین گلها زیر پایت قشنگ ترین چشم ها بدرقه ی راهت زیبا ترین لبخند ها بر لبانت و بالا ترین دستها نگهبانت باشد
نوشته شده در یکشنبه 1388/08/03ساعت 13:58 توسط ستاره| |


قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت